سرود غدیر
روز اتمام رسالت، روز آغاز امامت
گشت اعلان حکم داور، حُبُّ ايمان شد مظفّر
اِذ اَقام المصطفا من بعده(ي) خَيرَ امير(ي)
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
آيد از هر سو پيامي، از نشاط آور بشيري
روز اکملت لکم دين، استُ هم اتمام نعمت
قائلاً هاذا وصيّي، في مَغيبي و حضوري
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
واجب الاجرا بُوَد امرش، به هر کس من اميرم
او وليُّ حاکمُ فرمانروا باشد نظيرم
فاطيعوه تَنالوا القَصدَ من خير ذخير(ي)
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
در حضورُ در غيابم، او وصي استُ وکيلم
او بود قرآن ناطق، او امير المومنين است
و هو الحاکم بعدي، بالکتاب المستنير(ي)
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
رهبر آزادمردان، سَروَرِ اهل يقين است
شد خدا راضي از اين اسلام و ايمان ولايت
و ظهيري و نصيري و وزيري و نظيري
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
از مديحش در کلامُ الَّه، مزيّن آيه ها شد
شهر علم احمدي را، چون «عليٌّ بابها» شد
و الّذي اظهره الّله علا علم الدّهور(ي)
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
شادمان قلب پيمبر، خوشترين ايام حيدر
قلب من روشن بود چون مهر او در سينه دارم
و الّذي مدحته ما، عشت اُنسي و سَميري
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
در دعاي خود «خدايا وال من والاه» گفتا
ليک در نفرين «خدايا عادِ من عاداه» گفتا
مصطفا از حُبّ و بغضش، فرق راه و چاه گفتا
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
من،«حسان» ازحُبِّ او، در سينه ام گنجينه دارم
من به لعن دشمنانش عادت ديرينه دارم
يا امير النّحل يا من، حُبّه عِقد ضميري
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
و الّذي طاعتُه فرض علا اهل العصور(ي)
و الّذي ينقِذني من حَرِّ نيران السَّعير(ي)
و الّذي يجعل في الحشر الي الخُلد مصيري
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
فَاَجابوه فقد اَخفَوا لَه غِلَّ الصُّدور(ي)
بقبول القول منه و التّهاني و الحُبور(ي)
لک اخلصت الوِلا يا صاحب العلم الغزير(ي)
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
ولمن عاداک منّي کُلّ لعنٍ ودُحور(ي)
نال مولاک« الخليعي» الهُنا يوم النّشور(ي)
بتبرّيّه اِلي الرّحمان من کلّکفور(ي)
حَبَّذا يَومُ الغَدير(ي) ، يَومُ عيدٍ وَسُرور(ي)
به به از اين جشن قرآن، وه چه روز دلپذيري
جمال الدّين حلّي(الخليعي)متوفاي ۷۵۰ قمري
ترجمه شعر از مرحوم حسان چایچیان.
بدون دیدگاه