تراشیدن ریش یا گذاشتن محاسن

بخیر الاسماء

آیا فکر نمی کنید که مسأله گذاشتن ریش مربوط به زمان پیامبر است و الان لزومی ندارد؟ آیا اینقدر که دراین مملکت به ریش داشتن تاکیدمی شود به چیز دیگری هم تأکید می شود؟

***فلسفه حرمت ریش تراشی در قرآن و روایات

** فلسفه حرمت ریش تراشی در قرآن

چرا اسلام زدن ريش را نكوهش مي كند.  نکاتی که در جواب این پرسش باید توجه داشت

نکته اول:آنچه مهم است «ريشه» و باطن شخص است انسان باید هم ریش داشته باشد وهم ریشه و اگر به «ريش» و ظاهر توجه مى شود به جهت آن است كه ظاهر نمادى از باطن بايد باشد، لذا كسانى كه ظاهر را مى آرايند و باطن آلوده ای دارند به عنوان فریبکار و منافق معرفی می شوند این نکته هم باید توجه داشت که نبايد رفتار برخى نالايقان، ما را از رعايت برخى احكام منصرف كند.

نکته دوم: بايد دانست قلب پاك با حفظ ظاهر، مصونيت بيشتر پيدا مى كند. بهترين دليل بر درستى اين مطلب، سيره و روش تمامى پيامبران و امامان و اولياى خداست كه علاوه بر اين كه به ريشه و باطن توجه داشتند ظاهر را نيز مطابق احكام شريعت رعايت مى كردند.

و اما دلایلی که آورده اند برای حرمت ریش تراشی دلیل اول :این است که اهل ایمان می دانند كه هر آنچه از ناحيه پروردگارش دستور داده شده و هر حكمي كه از ناحيه وي صادر گرديده حتما داراي مصلحتی است اگر چه ما علت واقعی آن را ندانیم.

چیزی که لازم است گفته شود درباره فلسفه احكام علاوه بر منافع و ضررهاي مادي و جسمي بايد به آثار مثبت و منفي آن بر «روح و معنويت» انسان توجه كرد و گذشته از جنبه فردي بايد به تأثير آن در اجتماع نيز توجه كرد.

دلیل دوم :با استفاده از آیات و روایات در سوره نساء آیه ۱۱۹ می خوانیم که:وَ لَآمُرَنَّهُمْ فَلَيُغَيِّرُنَّ خَلْقَ اللَّهِ) آنها را به تغيير آفرينش خداوند وادار خواهم كرد.

درست است که این آیه به این تفسیر شده است که اين جمله اشاره به آن است كه خداوند در نهاد اولى انسان توحيد و يكتاپرستى و هر گونه صفت و خوى پسنديده‏اى را قرار داده است ولى وسوسه‏هاى شيطانى و هوى و هوسها انسان را از اين مسير صحيح منحرف ميسازد و به بيراهه‏ها مى‏كشاند. ولی علماءبه این آیه استلال کرده اندکه تراشيدن ريش نيزتغيير خلقت الهي است وتغيير خلقت الهي حرام است الاآنجايي كه دليلي برجوازآن داشته باشيم.[مصباح الفقاهه ج ۱ص ۲۵۷]

دلیل سوم: « و همچنین در تفسیر این آیه «و اذا ابتلي ابراهيم ربه بكلمات فاتمهن» (به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم را با وسايل گوناگونى آزمود. بقره ۱۲۴از حضرت امام صادق علیه السلام نقل شده است که فرمودند:وقتي خداوند حضرت ابراهيم علیه السلام را خوب مورد امتحان قرار داد به اينكه فرزندش اسماعيل را ذبح كند، حضرت ابراهيم علیه السلام پس از بيدار شدن تصميم بر ذبح فرزند خويش گرفت و پروردگار هم به جهت پاداش حضرت ابراهيم علیه السلام فرمود: ما تو را امام بر مردم قرار داديم و سپس «حنيفيت» يعني پاكيزگي كه ده چيز پاك است را بر او نازل كرد، حضرت هم آنها را با خود آورد كه تاكنون نسخ نشده و تا روز قيامت هم نسخ نخواهد شد.

 كه پنج چيز آن راجع به سر می باشد و عبارت است از

  1. گرفتن شارب (سبيل)          2- ريش گذاشتن
  2. کوتاه کردن موي سر   3-  مسواك كردن    4- خلال نمودن.

و پنج چيز ديگر آن مربوط به بدن است كه عبارتند از:

  1. نوره کشیدن موهاي زائد بدن   2-  ختنه كردن  3- ناخن گرفتن
  2. ۴      –  غسل جنابت  طهارت با آب.         [وسائل الشيعه/ ج ۱/ ص ۴۲۳]

حالا یک سوال :از کجا معلوم که تبعیت از آیین ابراهیم واجب است جواب خداوند تبارک و تعالی در سوره نحل می فرماید:«اتبع مله ابراهيم حنيفا» (نحل /۱۲۳).ترجمه: (اي رسول ما از آئين حنيف و پاك حضرت ابراهيم علیه السلام تبعيت كن. (و يكي از احكام آئين ابراهيمي گذاشتن ريش است.)

** فلسفه حرمت ریش تراشی درروایات

در روايات امر شده به ( ارسال لحیه) گذاشتن ريش و زدن سبيل ها. و از تشبيه به يهود و مجوس نهى گرديده است، [وسائل الشيعه، ج ۱، باب ۶۷] در روایتی امام صادق علیه السلام فرمودند:زماني كه انسان به حد بلوغ رسيد، اگر مرد بود مو در صورت او روئيده مي شود كه اين نشانه علامت مرد بودن و هم موجب عزت او خواهد بود. و بوسيله آن از مرحلۀ كودكي و از شباهت داشتن به زنان خارج مي شود و اگر زن بود در صورت او مو روئيده نمي شود تا اينكه زيبائي و طراوتي كه تحريك كننده مردان است به ازدواج و در سايۀ آن توليد نسل و بقاء انسان انجام مي گيرد باقي بماند. [بحار الانوار ج ۳ ص ۶۲]

ازامام باقرعلیه السلام روایت شده که رسول اکرم صلی الله علیه و آله لعنت کرده اندمردانی که خودرابه شکل زنان وزنانی که خود رابه شکل مردان درآورند. [بحار الانوار/ ج ۱۰۰ص ۲۵۶]

**علت گذاشتن ريش و حرمت تراشيدن آن :

۱-  دستور خداوند حکيم رسول خدا (ص) نامه هايي براي پادشاهان کشورها از جمله “خسرو پرويز” شاه ايران براي پذيرش اسلام فرستاد. شاهِ مغرور نامه پيامبر (ص) را پاره کرد و دستور دستگيري آن حضرت را صادر کرد . ماموارن شاه ايران در حالي به محضر مبارک آن حضرت مشرف شدند که ريش خود را تراشيده و از سبيل هاي بلند برخوردار بودند .رسول گرامي اسلام (ص) تا نگاه به آنها نمود ناراحت شدند و فرمودند : واي بر شما !چه کسي به شما گفته ريش خود را بتراشيد و سبيل خود را بلند نگه داريد . آنها گفتند :پادشاه ايران دستور داده است .رسول خدا (ص) فرمود:  وَ لکن رَبّي اَ مَرَني باعفاء لـِحيَتي وَ قَصِّ شارِبي اما پروردگار من دستور به گذاشتن ريش و کوتاه کردن سبيل ها داده است. [بحار الانوار ، ج۲۰ ،ص ۳۸۹ ]

  •  تشبيه به مجوسيان ويهوديان ازروايات استفاده مي شود که يهوديان ومجوسيان بر خلاف

دستورخداوند و پيامبران (ع) ريش خودرا مي تراشيدند .اسلام براي حفظ هويت فرهنگي ، به مسلمانان دستور داد ضمن عمل به احکام اسلام، ظاهر خود را شبيه بيگانگان نکنند. زيرا اگر ملتي مانند مسلمانان که داراي فرهنگ غني و کاملي هستند ، در فرهنگ از ديگران تقليد کردند ، به تدريج اصالت و هويت و فرهنگ ديني و ملي خود را از دست خواهند داد. همانطوري که در طول اين چند قرن بالاخص در اين عصر از دست دادن هويت فرهنگي در عده اي مشهود است.

بر همين اساس رسول گرامي اسلام (ص) فرمود: حَفو الشَّوارِبَ وَ اعفُوا الُحي و لا تَشَبَّهوا بِاِليَهُودِ سبيل هايتان را کوتاه نماييد و محاسن (ريش ها ) خودتان را بلند نگه داريد و خود را شبيه يهوديان مگردانيد : (البته محاسن ، نبايد از يک قبضه دست بلندتر باشد [وسائل الشيعه: ج ۱ ص ۴۲۳ ، مکارم الاخلاق ص ۶۷ ]

و همچنين آن حضرت فرمودند :اِنَّ المَجَوسَ جَزَّوُا لُحاهُم وَ وَفَّرُوا شَوارِبَهُم وَ اِنَّا نَحنُ نَجِزُّ الشَّوارِبَ وُ نَعفي اللُحي وَ هِيَ الفطرةُ مجوسيان ريش هاي خود را ميتراشيدند و سبييل هاي رابلند نگه مي دارند . ولي ما مسلمين عکس آنها سبيل هاي خود را کوتاه و محاسن را بلند نگه مي داريم ،و ريش داشتن و کوتاه کردن سبيل مطابقت فطرت انساني است.

[وسائل الشيعه ، ج ۱،ص ۴۲۳ – مکارم الخلاق ص ۶۷]

 و نيز رسول خدا (ص) فرمودند:  لَيسَ مِنا مَن تَشَيبَّهَ بِغَيرِنا.  کسي که خود را شبيه غير مسلمانان در آورد از ما نيست و همچنين فرموده ملمان واقعي نيست کسي که به دستور و رسوم و آداب بيگانه عمل کند. [کنز العمال : ج ۱ ، ص ۲۱۹ ]

امام صادق (ع) فرمودند : خداوند به يکي از پيامبران وحي کرد که به مومنان بگو که در لباس ، خوراک و آداب و رسوم دشمنان خدا را سرمشق قرار ندهيد که اگر چنين کنيد شما هم مثل آنان دشمنان خدا محسوب مي گرديد. [ بهشت جوانان ، ص ۴۷۷ – وسائل : ج ۳ ص ۲۷۹ و ج ۱۱ ، ص ۱۱۱ ]

  •  عظمت و نشانگي مردانگي ريش از نشانه هاي مرد بودن است و عظمت و ابهت

او را نشان مي دهد و ريش در آوردن در مرد علامت آن است که ديگر او جزء بچه ها و زنان نيست ، کسي که ريش خود را مي تراشد ، اين نشانه و ابهت مردي را از بين مي برد و خود را شبيه زنان مي گرداند مفضل يکي از ياران امام صادق (ع) درباره علت ريش سوال کرد . آن حضرت (ع) در جواب فرمود: هنگامي که انسان مو و ريش در صورتش مي رويد، اين کار علامت و نشان مرد بودن و عظمت و ابهت او را مي رساند و او را از حد و مرز بچه ها و شبيه زنان بودن خارج ميسازد بعد آن حضرت (ع) فرمود: اگر فرزندي که متولد مي شود، مونث و دختر باشد، صورت او به خاطر نروئيدن يش صاف و پاکيزه مي ماند تا اين پاکيزگي و شادابي و طراوت در صورت زن سبب تحريک و جلب مردان و زمينه را براي ازدواج با يکديگر فراهم سازد که ازدواج هم براي باقي ماندن نسل بشر مي باشد [بحار،ج ۳ ، ص ۶۲ و ۷۵ ]

  •  زينت مردان از امام رضا (ع) سوال شد : چه امتياز و ارزشي در ريش است که مردان دارند

ولي زنان ندارند ؟ امام (ع) فرمودند : خداوند مردان را به وسيله محاسن زينت داده است و فضيلتي براي مردان است و به وسيله ريش مردان از زنان شناخته مي شوند. [سفينة البحار ، ج ۲ ، ص ۵۰۸ ]

  • باعث رساندن آسيب به صورت رسول خدا (ص) فرمودند: محاسن (ريش) را از ته زدن

يکنوع مثله ( شکنجه و آزار جسم و روح ) است و کسي که خود را از شکنجه و اذيت کند لعنت خداوند بر او باد. [مستدرک الوسائل : ج ۱ ص ۴۰۶ – سفينة البحار : ج ۲ ص ۵۰۸ ]

  • عمل قوم لوط قوم لوط مردمي آلوده و ناپاک بودند که خداوند سبحان در اثر عمل شنيع

لواط، انها را نابود ساخت و يکي از اعمالي که سبب نازل شدن عذاب بر آنها شد، تراشيدن ريش بود. رسول گرامي (ص) فرمود : ده عمل زشت و گناه ، باعث نابودي قوم لوط شد. يکي عمل لواط و آن حضرت بقيه اعمال آنها را شمرد و تا اينکه فرمود :و تراشيدن ريش و بلند کردن سبيل دو عمل و گناهي بود که سبب از بين رفتن قوم لوط شد[ مستدرک الوسائل ، ج ۱ ، ص ۴۰۷ ]

در اسلام کوتاه کردن سبيل و گذاشتن ريش در حد متعارف و آن گونه که شرع مقدس تعيين نموده ، مورد تشويق قرار گرفته است . و در مقابل آن تراشيدن ريش و بلند نمودن سبيل و خود را شبيه بيگانگان نمودن بسيار مذمت شده است.

**استفتاء علما:

مسئلة ۴۸۳۴ توضیح المسائل: تراشیدنِ ریش خاه با تیغ یا با ماشین ته زنی حرام است و باید طوری باشد که صدقِ ریش کند و تراشیدنِ بعضِ از ریش هم بنظرِ رهبری حکمِ تراشیدنِ تمام آنرا دارد و پولِ ریش تراشی هم حرام است.

معصومین برآنهاسلام منع کرده اند که شیعیان خود را شبیه یهودی و ارمنی و زردشتی کنند. و از آنها منقول است که خداوند مردان را بوسیلة محاسن زینت داده و فضیلتی برای مردان است و بوسیلة ریش، مردان از زنان شناخته میشوند از نبیِّ اکرم منقول است که ما سبیلها را کوتاه و محاسنمان را بلند نگه میداریم. در کتابِ دیات برای مویِ سرِ زنها و مویِ صورتِ مردان مانندِ دیگر اعضاء بدن مثلِ گوش و چشم و انگشت ارزش قائل شده اند و مرحومِ آیت الّله بهجت برای زائل کردنِ آن یک سوم دیة کاملِ کشتنِ مرد را تعیین کرده اند(فعلاً چهل میلیون تومان). البتّ اگر خانمی از مرد بخاهد ریشش را بتراشد در گناه او شریک میشود و حق النّاس هم بگردنِ او میآید.

 **تاريخچه اي از ريش گذاشتن:

وقتي تاريخ ريش گذاشن بررسي مي شود ، يک نوع افراط و تفريط در آن بوده به طوري که عده اي ريش خود را آنقدر بلند مي کردند که به زمين کشيده مي شده و افرادي را اسير جمع آوري آن از زير دست و پا مي کردند . در مقابل برخي ريش خود را از ته مي زدند ،ريش در شريعت حضرت موسي (ع): عبرانيان از زمان هاي بسيار قديم ريش مي گذاشتند و بر طبق شريعت حضرت موسي (ع) مجاز به تراشيدن ريش نبودند و کندن ريش نزد آنان علامت تحقير و بي احترامي بود.  حضرت موسي (ع) با مرداني از بني اسرائيل به کوه طور رفت ودستور فرمود که بعد از دعاي من آمين بگوييد . از جمله دعاهاي حضرت نفرين بر کساني که ريش خود را مي تراشيدند.

[برگرفته از اولين دانشگاه و آخرين پيامبر (ص) ، ج ۱۵ ، ص ۲۴۳ ، ۲۶۳ ]

داشتن ريش سيره انبياء (ع) و دانشمندان اروپايی در مجسمه هاي داريوش بزرگ و حکمائي مانند افلاطون، ارسطو و سقراط اين موضوع مشهود است. در نزد ايرانيان ريش مرسوم بوده است. اولين کسي که فرمان ريش تراشي را دسته جمعي صادر کرد “اسکندر مقدوني” بود و دومين نفر که اين دستور را داد فيليپ هفتم در اسپانيا و سومين نفر پطر کبير در روسيه بود و او چنان سخت گرفت که کساني را که داراي ريش بودند ، جريمه مي کرد و چهارمين نفر شاه عباس صفوي در ايران بود.

سيره انبياء و ائمه اطهار (ع) و اولياء الهي و علماء گذاشتن ريش بود و از تراشيدن آن نفرت داشتند و در بين دانشمندان جهان از جمله اروپا و سلاطين بسياري از آنها به پيامبران در ريش گذاشتن اقتدا مي کردند. از جمله دانشمندان اروپايي که ريش داشته اند و عکسهايشان در کتابهاو موزه ها موجود است ، عبارتند از : پاستور فرانسوي ، ماريوني (مخترع ماشين چاپ ) کوري پير (فيزيک و شيميدان فرانسوي کاشف راديوم ) ، تارنيه (بزرگترين استاد معالجه امراض) لوکاس شامپيو نبر (نخستين کسي که عمل فتق را انجام داد ) پرفسور اميل و …

**مضرات ریش تراشی

در این مقاله با مضرات تراشیدن ریش از نظر دینی و علمی آشنا خواهید شد.

تراشیدن ریش از نظر دین اسلام جایز نمیباشد و مقدار مجاز تا حدی میباشد که وقتی عرف مردم به صورت نگاه میکنند بگویند فلان شخص ریش دارد و در تراشیدن ریش فرقی بین تراشیدن ریش با ماشین یا تیغ نیست.

فلسفه حرام بودن تراشيدن ريش :همه مراجع عاليقدر فتوي به حرمت ريش تراشي داده اند و فرقي در حرام بودن بين تراشيدن تمام صورت و يا قسمتي از صورت نگذاشته اند. در عين حال عده اي سوال مي کنند که علت حرام بودن ريش تراشي چيست ؟در اين بحث به صورت فهرست وار ضررهاي جسمي و روحي آن گفته خواهد شد و قبل از آن تاريخچه اي از ريش گذاشتن و تراشيدن آن بيان خواهد شد.

دکتر “فینکور جرج” میگوید : برای ریش منافع بسیاری است مانند نگه داری دهان، مانع شدن از رطوبت اضافی دهان، سلامتی دندان و غده های لعابی.

نویسنده کتاب تراش ریش از نظر بهداشت مینویسد : تغییر قیافه و رنگ، پیدایش بعضی از امراض دهان و گلو، چایشهای صورت و گلو، جوشهای مخصوصی که در اطراف گلو پیدا میشود، گاهی درد دندانهای بسیار سخت و ناگوار و بعضی از زکام ها، طبق کشفیات علم روز بسیاری از اوقات در اثر تراشیدن ریش پیدا میشود. نویسنده کتاب تاریخ آمریکا “سجعان ماریونی” در کتابش راجع به منافع موی ریش و زیان تراش آن نوشته است که بعضی از مردم ریش داشتن را نمی پسندند و غافلند که داشتن ریش نافعتر است مخصوصا پزشک حاذق مشهور ویکتور ژورژ عقیده اش این است که ریش فوائد بسیاری دارد و مسلم است که ریش داشتن دهان را از دردهای چندی که متوجه دهان و اطراف آن است محافظت می نماید و هم از رطوبات زائدی که متوجه به جوانب دهان است جلوگیری میکند و پزشکان دیگر هم نقل کرده اند وقتی در فصل زمستان ریش تمام کارکنان راه آهن را تراشیدند پس از تراشیدن، اغلب آنها مبتلا به درد و آماس و ورمهای سختی شدند مخصوصا در غده هایی که چشمه های لعابی گلو و دهان است این دردها پدید می آید و نیز گفته اند که پزشک دیگری کسانی را که مبتلا به درد زکام شده بودند با امر کردن به گذاشتن ریش بیماری آنها را درمان کرد و لذا همه از شر این بیماری خلاص شدند.یکی دیگر از منافع ریش که پزشکان به آن اعتراف کرده اند این است که در طولانی مدت پوست کسانی که ریش خود را نمیتراشند شاداب تر و سالم تر میماند چرا که امروزه ثابت شده است که موها دارای روزنه بسیار ریزی میباشند که هوا از آنها رد و بدل میشود و اکسیژن را به زیر پوست میرسانند و به همین جهت پوست کسانی که ریش میگذارند در طولانی مدت شاداب تر میماند.تشکیل انجمنهایی در دنیا در جهت منافع ریش و زیانهای ریش تراشی برای بسیاری از اطبا پوشیده نیست به گونه ای که هر سال از گوشه و کنار دنیا مقالاتی در این رابطه منتشر میشود از جمله در سال ۱۹۱۱ میلادی به علت شیوع ریش تراشی در کشورهای خارجی و کل دنیا و به دلیل کشف مضرات ریش تراشی عده ای از اطبا و دانشمندان اروپا انجمنی برای مبارزه ریش تراشی در انگلستان تشکیل داده و برای حفظ بهداشت عمومی و جلوگیری از این عمل نشریاتی منتشر نمودند.  تراشیدن ریش از لحاظ بهداشتی دکتر ویکتور ژرژ آمریکایی:ایشان درباره فایده داشتن ریش می گوید: ریش موجب حفظ دندان ها و غدد بزاقی خواهد شد.[تراشیدن ریش از نظر بهداشت، ص۲۰ ؛دکتر خوش منش]

پوست بدن و موها بهترین مانع برای ورود میکروب ها می باشند و موی صورت کاملاً از ورود میکروب ممانعت می کند. خراش پوست به وسیله تراشیدن موجب پیدا شدن راهی برای وارد شدن میکروب هاست. موی صورت حافظ زیبائی و سلامتی آن است. زیرا در اثر زیاد تراشیدن، سلول های صورت فرسوده شده و به دنبال آن علائم پیری و چروک به زودی در صورت ظاهر می گردد و کسانی که ریش دارند، از صورت سفید و لطیف تری برخوردارند. به علاوه کسانی که ریش خود را می تراشند، به خاطر زبری و خشن بودن صورتشان کودکانشان مانع بوسیدن آنها می شوند. بعضی از پزشکان فرانسوی می گویند: ریش تراشی چهره و صورت مردان سالم را از بین می برد. [تراشیدن ریش از نظر بهداشت ص۲۵]

درباره

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه