عیدِ ولایت حضرت صاحب الأمر عُجِّلَ فَرَجُه
بخیرالأسماء
بسم الله الرّحمان الرّحیم وَ جَعَلناهُم اَئِمَّتَ يَّهدونَ بِاَمرِنا وَ اَوحَينا اِلَيهِم فِعلَ الخَيراتِ وَ اِقامَ الصَّلاتِ وَ ايتاءَالزَّكاتِ و كانوا لَنا عابِدين
(۷۳ انبیاء)
حضرت بقیت الّله روحی و ارواح العالمین له الفداء یک جنبة وجود نفسهی فی نفسه دارد و یک جنبة وجود نفسهی لغیره دارد. مطلب علمی است به توضیح آن خوب توجّه کنید: خدا ما را آورده، انبیاء و اوصیاء را هم آورده تا ما و آنها کامل شویم.
ما به تربیت انبیاء و اوصیاء کامل می شویم و آنها به تربیت کردنِ ما کامل می شوند. پس ما وسیلة تکامل آنها هستیم نه اینکه آنها آمده اند که ما تکامل پیدا کنیم. آنها برای فوائد وجودی خودشان به دنیا آمده اند. ما هم در پرتو تکامل آنها کامل می شویم. امام زمان، هر شب و روز و هر ساعت کامل تر می شوند. هرچه غیبت طولانی می شود، عباداتشان بالا و درجاتشان بالاتر می رود. پس امام زمان را برای من و شما نیاورده اند که غیبت او لغو باشد.
بِیُمنِهِ رُزِق الورا و بوجودهِ ثَبَتَتِ الأرضُ وَالسّماء اگر حجّتِ خدا نباشد ما هم نیست خواهیم شد و از همه چیز محروم می شویم. ما همه صدقه سری اوئیم. مثالی بزنم: شما آیت الّله زعیم مسلمین را دعوت می کنید اگر خبر بدهد نمی آیم بوقلمون را نمی کشید، دیگ ها را بار نمی گذارید، برنج خیس نمی کنید، سالاد درست نمی کنید، سفره پهن نمی کنید، تشریفات نمی چینید.
آنوقت سگ کوچه، گربة خانه، مرغ و خروس مگس و پشه و زنبور خانه هیچ بهره نمی برند و گرسنه می مانند. این از نظر ارائة مطلب علمی.
ای امام عزیز سلام بر شما
مهدی زهرا، ای امام،پسر پیغمبر، جانم به فدایت، مهدی جان، ای شادی بخش دلها، ای حجّت خدا، ای امید ناامیدان،رحمت خدا بر کوچه های تاریک و سرد و غم زدة شهرِ ما می بارد. از دوریت چشم بر کوچههای فِسُردة شهر دوخته ام که بیائی. این جمعه هم نیامدی از شوق دیدارت مرغ دلم بهسویت پَر می کشد. چشمانم در پی آمدنت تو را جستجو می کند. تو نیامدی تا مشتاقانترا غرق سرور و شادی کنی. اگر قدم رنجه کنی و پا در کوچة سرد و یخ زدة قلبم بگذاری،همه چیز و همه جا زیبا و دل انگیز می شود. هر بار که به یاد تو و چهرة زیبایت میافتم، دلم آرامش می گیرد و چشمانم هنوز در انتظار تو کوچه را می کاود ولی هنگامیکه دوری تو را حس می کنم، غمگِنانه اشک از چشمانم سرازیر می شود. خورشید گرم وتابندة وجودت از پس ابرها همه جا را غرق گرما و زندگی و روشنائی کرده است و اگرلایق دیدارت شویم و از پرده به در آئی، بوی عطر نرگست مشام شهر را پر خواهد کرد ودر سوز و سرمای بی دینی و بی مروّتی، گلهای خشکیده جهان، شکوفه خواهند داد وبلبلان و چلچله ها سرود شادی سر خواهند داد. منتظرانت بر سجّادة اطاعت و بندگی دستبر دعا و شهر را به امید آمدنت آذین بسته اند این جمعه هم نیامدی و باز هم نیامدی!
بدون دیدگاه