تفسیر لن تنالوا البر
تفسیر آیة ۹۶ آل عمران:
در اين آیه به يِك نشانة ايمان و يكى از راههای وُصول به حقيقت ايمان و مقام بِرّ و نيكوكارى اشاره میكند؛ همان چيزى كه بهترين نشانة شخصيّت و عواطفِ انسانى ، و تقوا به اسلام است . آیه میگويد: ((شما هرگز به حقيقت ((بِرّ)) و ((نيكى )) نمى رسيد مگر اينكه از آنچه دوست مى داريد در راه خدا انفاق كنيد))
بنابراين رسيدن به مقام نيكوكاران واقعى ، شرايط زيادى دارد كه يكى از آنها انفاق كردن از اموالى است كه مورد علاقه انسان است ، زيرا عشق و علاقه واقعى به خُدا، و احترام به اصول انسانيّت و اخلاق ، آنگاه روشن مى شود كه انسان بر سر دو راهى قرار گيرد، در يك طرف مال و ثروت يا مقام و منصبى قرار داشته باشد كه مورد علاقة شديد او است ، و در طرف مقابل خدا و حقيقت و عواطف انسانيّت و نيكوكارى ، اگر از اولى بخاطر دومى صرف نظر كرد معلوم مى شود كه در عشق و علاقة خود صادق است ، و اگر تنها در اين راه از موضوعات جزئى حاضر بود صرف نظر كند، معلوم مى شود عشق و علاقة معنوى او نيز به همان پایه است و اين مِقياسى است براى سنجش ايمان و شخصيّت .
در پايان آیه براى جلب توجّه انفاق كنندگان مى فرمايد: ((آنچه در راه خدا انفاق مى كنيد (كم يا زياد از اموال مورد علاقه يا غير مورد علاقه ) از همة آنها آگاه است )) (و ما تُنفِقوا مِن شَئ فَاِنّ الّله بهِ عَليم ). بنابراين هرگز گُم نخواهد شد و نيز چگونگى آن بر او مخفى نخواهد ماند.نفوذ آيات قرآن در دلهاى مسلمانان بقدرى سريع و عميق بود كه بلافاصله بعد از نزول آيات اثر آن ظاهر مى گشت ، به عِنوان نمونه در مورد آية فوق در تواريخ و تفاسير اسلامى چنين مى خوانيم :
۱ – يكى از ياران پيامبر صلى اللّه عليه و آله بنام ابوطلحه انصارى در مدينه نخلستان و باغى داشت بسيار مصفّا و زيبا، كه همه در مدينه از آن سخن مى گفتند، در آن چشمه آب صافى بود كه هر موقع پيامبر صلى اللّه عليه و آله به آن باغ مى رفت از آن آب ميل مى كرد و وضو مى ساخت ، و علاوه بر همه اينها آن باغ درآمد خوبى براى ابو طلحه داشت ، پس از نزول آيه فوق به خدمت پيامبر صلى اللّه عليه و آله آمد و عرض كرد:مى دانى كه محبوبترين اموال من همين باغ است ، و من مى خواهم آن را در راه خدا انفاق كنم تا ذخيره اى براى رستاخيز من باشد، پيامبر صلى اللّه عليه و آله فرمود: آفرين بر تو، آفرين بر تو، اين ثروتى است كه براى تو سودمند خواهد بود سپس فرمود: من صلاح مى دانم كه آن را به خويشاوندان نيازمند خود بدهى ، ابو طلحه دستور پيامبر صلى اللّه عليه و آله را عمل كرد و آن را در ميان بستگان خود تقسيم كرد.
۲ – روزى ميهمانى بر ابوذر وارد شد، او كه زندگى ساده اى داشت از ميهمان معذرت خواست كه من بر اثر گرفتارى نمى توانم شخصاً از تو پذيرايى كنم ، من چند شتر در فلان نقطه دارم ، قبول زحمت كن بهترين آنها را بياور (تا براى تو قربانى كنم ) ميهمان رفت و شتر لاغرى با خود آورد، ابوذر به او گفت به من خيانت كردى ، چرا چنين شترى آوردى ؟ او در جواب گفت : من فكر كردم روزى به شترهاى ديگر نيازمند خواهى شد، ابوذر گفت : روز نياز من زمانى است كه از اين جهان چشم مى بندم (چه بهتر كه براى آن روز ذخيره كنم ) خداوند مى فرمايد:(لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون
۳ – زبيده همسر هارون الرشيد قرآنى بسيار گرانقيمت داشت كه آن را با زر و زيور و جواهرات تزيين كرده بود و علاقه فراوانى به آن داشت ، يك روز هنگامى كه از همان قرآن تلاوت مى كرد به آيه ((لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون )) رسيد، با خواندن آيه در فكر فرو رفت و با خود گفت هيچ چيز مثل اين قرآن نزد من محبوب نيست و بايد آن را در راه خدا انفاق كنم ، كسى را به دنبال جواهر فروشان فرستاد و تزيينات و جواهرات آن را بفروخت و بهاى آن را در بيابانهاى حجاز براى تهيه آب مورد نياز باديه نشينان مصرف كرد كه مى گويند امروز هم بقاياى آن چاهها وجود دارد و به نام او ناميده مى شود. والسّلام
بدون دیدگاه