خواهرم حجاب

خواهرم سلام، نامه ات را خواندم نوشته بودي:

. . . من نميخواهم نا آگاهانه مثل مادرانم حجاب داشته باشم، نميخواهم کهنه پرست باشم، نميخواهم تحقير شوم، نمي خواهم از ديگران کمتر باشم، نمي خواهم بدون انگيزه کاري را که پدر ومادرم ميگويند انجام دهم . . . اصلاً کجاي قرآن نوشته که زن بايد حجاب داشته باشه ؟ چرا مردها هر کاري مي خواهند مي کنند و محدوديت ها براي زنها ست؟ چرا نمي گذاريد همه آزاد باشند تا طبيعي زندگي کنند و ديگر حسّاسيّتي نباشد؟ شما آخوندها آنقدر سخت گرفته ايد که حتّی اگر زني در خانه اش تنها بخواهد نماز بخواند، ميگوئيد در حال نماز بايد حجاب داشته باشد، مگر خُدا مرد است که بايد از او هم رو گرفت؟ میخواهم بدانم بی حجاب بودنِ من چِه ضرری برای دیگران دارد؟ من هر طور دلم بخواهد آرایش میکنم و لباس میپوشم؛ این به شما چِه مربوط است؟ من که به قصد ایجاد انحراف و فساد آرایش نمیکنم؛ از این گذشته چرا به مردها نمیگوئید نگاه نکنند، و فقط زنها باید خود را بپوشانند؟ حاج آقا تصوّر نکنید من بی دین و کافِر هستم باور کنید من هم مثل شما خُدا را قبول دارم، قرآن را هم قبول دارم خیلی هم مؤمن هستم، و اصلاً نمیخواهم خُدا از من ناراضی باشد چون خُدا را دوست دارم و میدانم چقدر بمن نعمت داده. نا سپاس هم نیستم و دوست دارم هر لحظه به او نزدیکتر شوم. ولی میخواهم زندگی من تحمیلی نباشد اول دقت کنم و بفهمم بعد درستِ آن را عمل کنم. من میگویم وقتی اینهمه خانم بی حجاب هست، حجاب داشتنِ من چِه فایده ای دارد؟ اگر قرار است کسی از بی حجابیِ من منحرف شود و بدامنِ گناه بیفتد، بفرض که من رعایت کنم، انقدر بی حجاب هست کِ باز هم او بگناه بیفتد، پس باحجابی یا بی حجابی من فرقی نمی کند. از همه اینها گذشته چرا اینقدر سختگیری که حتّی یک تارِ مویِ زن نباید بیرون باشد؟ این یک تارِ مو چِه ضرری دارد؟ چِه فسادی ایجاد میکند؟ شما باید به من حق بدهید آ خر من با چِه انگیزه میتوانم حجاب داشته باشم و چگونه خودم را قانع کنم؟ . . .

آری نامه ات را خاندم نمی خاستم پاسخی بدهم امّا برخی از عبارتهای نامه ات مرا وادار کرد تا دست بقلم ببرم و پاسخی هر چند مختصر برایت بنویسم. منظورم این عبارت هاست:

من نمیخواهم نا آگانه حرکت کنم . . . من قرآن را قبول دارم . . . من دوست دارم خُدا از من راضی باشد . . .

با خود گفتم حقایق را برایت میگویم اگر واقعاً دنبال آگاهی و رضایِ خُدا باشی در باره آنها فکر میکنی به قرآن مراجعه میکنی و وقتی دیدی حرفهایم مستند به قرآن و حکمِ عقل است، آنها را میپذیری. امّا اگر در حقیقت دنبالِ رضای خُدا و حقیقت نباشی . !

نه ! معذرت میخواهم چرا نباشی چرا نخواهی حق را قبول کنی؟ مگر همه دنیا و آنچِه در دنیا هست چقدر ارزش دارد که برایِ خاطر چند روزه دنیا بخواهیم عقل و فهم و ایمانِ خود را زیرِ پا بگذاریم؟

من مطمئنّم تو صرفاً میخواهی بفهمی و طبق فهم و درکِ خودت رفتار کنی و بهمین جهت تصمیم گرفتم پاسخ نامه ات را بدهم. ولی قبل از این که جواب نامه ات را بدهم خاطرت را به این نکته جلب میکنم که اسلام يعني : تسليمِ فرمان خدا بودن. و چون آفريده خدا هستيم فرمانبردار او‌ ييم، كه خود فرموده: جنّ و اِنس را نيافريدم، مگر برايِ فرمانبرداریم“آیه۵۶” “سوره۵۱” و در اين راه هر كه حرف شنو تر باشد، خدا او را بيشتر دوست دارد؛ و ارزشِ اين كار موقعي معلوم مي‌شود كه قبول کنیم، در پايانِ زندگي، كسی حسابِ حرف شنوي‌ ها را ميرسد كه خود تعيين كننده نيكي ها‌‌ است و هدايتگر به سوي آنها؛ و البتّه او صلاح ‌و فسادِ مخلوقِ خود را بهتر مي داند، كه آفريننده است و هيچ نكته‌اي، از او پنهان و پوشيدِ نيست.

بنا بر اين خداوند لازم دانست هر خوب و بدی را به آفريده خود، (انسان) بياموزد تا آزمايش شوند كه كداميك از آنان، حرف شنو تر هستند. و بدين منظور براي رساندنِ حكمت ‌هاي خود رسولاني انتخاب فرمود تا بوسيلة ايشان ديگران را از نيك و بد آگاه سازد.

بيانِ دانشمندانِ مجتهد و فقيهِ “جامع الشّرايط ( مرجع تقليد )گفتارِ امام زمان عليه السّلام است .

بيانِ حضرتِ مهديِ قائم “براوسلام” ،گفتار معصومينِ قبل از اوست.

دستور تمام جانشينانِ معصومِ رسولِ گرامي امرِ پيامبرِ گرامي “براوصلوا ت” است.

فرموده حضرتِ محمّدِ مصطفا “درود ِخدا براو و دوازده وصيّ معصوم او”حكمِ خداوندِ باري است .

آخرين كلام : حكمِ دانشمندِ دینی (مجتهد وفقيه) حكمِ خدا است !

اوّلِ رسولان حضرت آدم “براوسلام” و آخرِ آنان حضرتِ محمدِ مصطفا “براوصلوات” مي باشند كه حكمت هاي الاهي را مستقيماً به بندگان مي رساندند .

پس از آخرين پيامبر، دوازده تن برگزيده خداوند راهبرِ مردم معرفي شدند و ايشان نيز مستقيماً يا بواسطة نمايندگان، مسلمانان را آگاهي مي دادند .

آخرين ‌جانشين پيامبر، معصومِ ‌چهاردهم حضرت مهديِ قائم“براوسلام” كه بنا بر مصلحتِ الاهي از مردم پنهان است بوسيله نايبِ خاصّ، راه و روشِ زندگي و تكاليفِ مسلمانان را بيان مي فرمودند .

دوازدهمين وصيّ پيامبر“برآن‌دوسلام” بنا به خواستِ خداوند، به هنگام مرگِ چهارمين نايبِ خاصّ خود به او فرمودند از اين پس كسي را بعنوان نايب تعيين نميكنم. پيروانِ من از راويان احاديث ما، احكام و دستورات ما را در مورد زندگي اخذ كنند . و آن حضرت صفات و علاماتي چند را بيان كردند كه هر كس آن ويژگي را داشته باشد نايبِ عامِّ آن حضرت خواهد بود و ا و را مجتهد و فقيهِ جامع الشّرايط نامند.

“مَن كانَ مِنَ الفُقَهاء: صائِنَاً لِنَفسِه، حافِظاً لِدينِه، مُخالِفَاً لِهَواه، مُطيعَاً ِلاَمرِ مَولاه فَلِلعَوامِ اَن يُقَلِّدوه.”جلد۲ صفحه۴۸۴ كمال الدين”

در نتیجه روشن مي شود حرفِ مجتهدِ جامع الشّرايط، حرفِ امامِ زمان “براوسلام” و فرمايش آباء گرامي‌اش و فرموده پيامبرِ عزيزِ اسلام است . و اگر کسی در مقابلِ حرفِ مجتهد و فقيه بي تفاوت باشد و نعوذ بالّله اطاعت نكند، حرف امام زمان وآباءِ گرامي‌اش و فرمايشِ پيامبر و آخرالامر فرمانِ خدا را گوش نكرده و او را بندگي نكرده است زيرا فقيهِ جامع الشّرايط دور از رعايت تقوا نظر نميدهد .

حال، افرادِ نافرمانِ گمراه، حسابشان با خودِ خدا خواهد بود و در اينجا انسان خود را ارزيابي ميكند و در مي یابد چون فرستادگانِ الاهي، راه را از چاه روشن كرده اند، او ناسپاسي كرده و چاه را برگزيده و جهنّمِ سوزان را !!

میدانم هم اکنون از گوشِ های چشمانت قطرِهای اشگ می غلطند و مطمئنّاً این قطرات اشگِ شوق و اثر محبتِ خداست که در قلبت جا دارد و این نشانه تسلیم به رضای خُداوند است و من هم خوشحالم که توانسته ام فطرتِ پاکت را بیدار کنم تا پاسخ سؤالات ره گشایت را دریابی.

نوشتی ضرر بی حجابی خانمها برای دیگران چیست؟

اسلام میخواهد اجتماع منحصراً برایِ کار و فعّالیّت باشد و انواعِ لذّتهای جنسی در محیط خانوادگی و در پوششِ ازدواج رسمی و قانونی اختصاص یابد و این دو محیط از هم جدا باشد.

بنظرت اگر محیط کار، درس، تحقیق، تولید و تجارت، محیطی خالی از هوسهای شیطانی و دور از نگاه آلوده و سخن های غرض آلود باشد، موفقیّت بیشتر است، یا هنگامی که توجّه هر کس به جنسِ مخالف باشد؟

نداشتنِ پوششِ مناسب و مهار نکردنِ نگاه و اختلاطِ زن و مرد در محیط هایِ مختلف آثارِ زیانباری در فعّالیّت های اجتماعی دارد و قطعاً هیچ زن و مردِ فهمیده و متعهّد و دلسوزِ جامعه حاضر به چنین وضعی نیست.

خواهرم یقین دارم اگر دقت کنی میدانی با عدمِ رعایت پوشش مناسب صدماتی جدّی و مهمّی به افراد وارد میشود و هرگز حاضر نیستی در جرائم وضرر های آن که برایت مینویسم سهیم باشی.

وقتی در محیط کار مرد و زن با حالتی وسوسه انگیز و تحریک کننده روبرو شوند هوسها و میلِ نفسانی در افراد بیدار، و از آنجا که نفسِ انسان با رسیدنِ به یک هوس سیر نمیشود، و شعله آتشِ هوس بازی مدام فروزان تر میشود و نیز چون همه هوسها پاسخ نمیابد فشارهای عصبی و هیجاناتِ روحی کم کم زیاد شده و با استرس و نگرانی و حواس پرتی و بد اخلاقی و بعضی مواقع ضرب و جرح و کشتار ظاهر میشود.

مردی که هر روز ده ها زنِ آرایش کرده و بی حجاب را می بیند و در مسیر و محیطِ کار با لبخند و سخنانِ صمیمی و دلنشین مواجه میشود، وقتی به خانه میرسد از مشاهده همسرِ خسته خود لذّت نمیبرد. در اینصورت کافی است در اثر بی تقوائی و مقایسة با آن زنان از زندگیِ خود دلسرد و زمینه نادرست و پرخاش و انحراف و احیاناً جدائی فراهم شود. بارها خوانده و شنیده ایم که آقائی با خانمی در محیطِ کار یا تحصیل ازدواج کرده و به تقاضای او همسرِ قبلیِ خود را طلاق داده است!

درباره

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه