تذکر اخلاقی با حدیث قدسی

[نقل از کتب: «جواهر السنیه» شیخ حر عاملی- و «کلمة الله» آیت الله صدر]

بسم الّلهِ الرّحمانِ الرّحيم

امیر اعظم حضرت عليِّ مرتضا(بر او سلام) از خدای تعالا نقل مي‌كند كه  بِموسا (بر اوسلام) فرمود:

۱٫ ای فرزند آدم!  تعجب مي‌كنم از كسي كه مرگ را باور دارد، ولي خُشحالي مي‌كند.

تعجب مي‌كنم از كسي كه بِحسابرسي روز قيامت يقين دارد، ولي ثروت جمع مي‌كند.

 تعجب مي‌كنم از كسي كه بِقبر يقين دارد، ولي خنده بِلب‌هايش مي‌آيد.

تعجب مي‌كنم از كسي كه بِنابودي دنيا يقين دارد، ولي بِآن اطمينان مي‌كند.

تعجب مي‌كنم از كسي كه بِنعمت‌هاي هميشگي آخرت يقين دارد، ولي استراحت مي‌كند.

تعجب مي‌كنم از كسي كه بِزبان داناست، ولي قلباً نادان است.

تعجب مي‌كنم از كسي كه بِآب تنش را پاكيزه مي‌کند، ولي قلبش کِدِر ا ست.

تعجب مي‌كنم از كسي كه عيوب مردم را مي‌جويد، ولي از عيب خُد بي‌خبر است.

تعجب مي‌كنم از كسي كه مي‌داند خدا بر او آگاه است، ولي نافرماني او را مي‌كند.

تعجب مي‌كنم از كسي كه مي‌داند تنها مي‌ميرد، تنها وارد قبر مي‌شود، تنها حساب پس مي‌دهد، ولي با مردم اُنس مي‌گيرد.(كنايه از اينكه اگر با من اُنس بگيرد، تنها نيست.) وخدا مي‌گويد: «حتماً حتماً خدايي نيست، مگر الله. محمّد بنده و فرستادة من است.»

۲٫ ‌اي فرزند آدم! وجودم برايم شهادت مي‌دهد كه هيچ خدائي جز خدم نيست و شريكي ندارم و محمّد مصطفا(بر او صلوات) بنده و فرستادة من است.

هركـه بـر تـقدير من راضي نيست و بـر بلاي من صبر ندارد و بر نعمت‌هاي من شكر نمي‌كند و بر عطاي من قانع نيست، بايد: پروردگاري جز من جستجو كند و از زير آسمان من بيرون رود!

هركه صبح اندوه‌ناك برخيزد، گويا بر من خشم كرده.

هركه از مصيبتي بِديگري شكايت كند، گويا از من شكايت كرده است.

هركه بِخاطر دارائي، بِثروتمندي تواضع كند ثلث دينش را از دست داده است.

 هركه بِخاطر مرده‌اي، صورتش را آسيب زند، گويا با نيزه بِمقاتلة با من آمده است.

هر كه چوبي را بر سر قبر ميتي بشكند،(از عصبانيت بر مرگ عزيزش) گويا خانه ی مرا خراب كرده است.

هركه بر خراكش پروايي ندارد، من هم بي‌پروا از هر دري، او را وارد جهنّم مي‌كنم.

 هركه رعايت امور ديني او رو بِازدياد نباشد، زيان كرده است و هركه زيانكار باشد، مرگ برايش بهتر است. هركه بِعِلمش عمل كند، دانشي بِعِلمش اضافه كنم.

 

۳٫ اي فرزندآدم! هر قانعي غني است.

هركه بِكم راضي است، بِخدا اعتماد كرده است.

هركه حسود نباشد، راحت است.

هركه از حرام بپرهيزد، دينش را خالص كرده است.

هركه بدگوي مردمان نباشد، دوستش دارند.

 هركه از مردم كناره‌جويي كند، از شرّ آنان در امان است.

 هركه كم گويد، عقلش كامل مي‌شود.

هركه بِروزيِ كمِ خدا راضي باشد، خدا بِعملِ كمِ او راضي مي‌شود.

فرزند آدم! اين‌همه عمرت را صرف دنيا مي‌كني، پس كي بِدنبال آخرت مي‌روي؟

۴٫ اي فرزند آدم! هركه صبح كند، در حاليكه بِدنيا حريص باشد، دردنيا ازخدا بدور و درآ خرت رنجور است؛ و خدا در قلبش اندوه دائمي قرارخاهد داد و بِفقري دور از توانگري، و آرزويي دور از يافتن دچار شود.

 هر روز از عمرت كم مي‌شود و تُ نمي‌داني. هر روز روزي‌ات مي‌آيد و تُ شكر خدا را نمي‌كني.

 نـه بِكم قانعي و نه بِزيادسيرمي شوي.

روزي نيست كه رزقي جديد بِتُ نرسانم و شبي نيست كه ملائكه عمل زشتي از تُ بِمن نرسانند.

 روزي ام را ميخُري و نافرماني‌ام مي‌كني.

صدايم مي‌كني، پاسخت مي‌دهم. من بِتو خوبی می کنم و تو بِمن بدی می کنی.

 من خوب آقايي هستم و تُ بد بنده‌اي هستي.

آنچه از من مي‌خاهي، مي‌دَهَمَت. بدي‌هايت راپشت سرهم مي‌پوشانم و زشتي، پشت زشتي‌ات را.

 من از تُ حيا مي‌كنم و تُ از من حيا نمي‌كني.

 مرا فرا‌ موش كرده‌اي و ديگران را بِخاطر مي‌آوري.

 از مردم مي‌ترسي و ولی خود را از  غضب من در  امان مي‌داني.

۵٫ اي فرزند آدم!

از آنها مباش كه توبِ را با آرزوي دراز مي‌طلبند؛ و بدون زحمت بِپاداش آخرت اميد دارند.

 مانند زاهدان حرف مي‌زنند  و منافقانه عمل مي‌كنند.

وقتي چیزی بِآنها  عطا مي‌كنم قانع نمي‌شوند و اگر از عطا كردن جلوگيري شود، صبر نمي‌كنند.

 امر مي‌كند،كاري را كه خُدَش عمل نمي‌كند؛ و نهي مي‌كند چيزي را كه خُد بجا مي‌آورد.

 نيكوكاران رادوست دارد وخد ازآنها نمي باشد.

 با منافقين دشمني مي‌کند و خُدَش از آنهاست.

 فرزند آدم! زمين هر روز با تُ سخن مي‌گويد.

زمين بِتُ مي‌گويد: «فرزند آدم، برروي من قدم مي‌زنی؛ (آگاه باش)كه جايگاهت در دل من است.

بر روي من گناه مي‌كنی؛ (آگاه باش)كه در دل من عذاب مي‌شوي.

فرزندآدم! من خانة تنهايي‌ام! خانة ترسم! خانة تاريكي‌ام! خانة مار و عقرب‌ام! خانة خاري‌ام!  پس آباد كن مرا وخراب مكن مرا.»

درباره

بدون دیدگاه

ارسال دیدگاه